تنها ماندم ، تنها رفتي
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 5:28
همه شب نالم چون ني ، كه غمي دارم دل و جان بردي ، اما نشدي يارم با ما بودي ، بي ما رفتي. چون بوي گل به كجا رفتي؟ تنها'>تنها ماندم ، تنها رفتي چون كاروان رود... فغانم از زمين بر آسمان رود دور از يارم ، خون مي بارم فتادم از پا به ناتواني اسير عشقم ، چنان كه داني رهائي از غم نمي توانم تو چاره اي كن كه م...
یا صاحب الزمان ( عج )
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 12:30
ای کاش که من عاشق و حیران تو باشم یک وقت سحر زائر چشمان تو باشم ای کاش که از منتظران تو شوم تا از رسم وفا بر سر پیمان تو باشم ای کاش مرا از غم هجر تو خبر بود تا نیمه شبی همدم و گریان تو باشم آقا به دلم یک نگهی کن که دمادم سرگشته و دلواپس هجران تو باشم ای زاده ی زهرا مددی کن به جوانی با هر نفسم در صف...
**سوغات سفر اربعین**
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 12:30
اگرچه شعر برایت به سینه ام دارمبرای تا تورسیدن چقدر کم دارمتو از وجود پُری... بی نهایتی... محضیمنی که آمده ام رنگی از عدم دارممن از حوالی آن کوچه های بارانی استکه در هوای شما باد در سرم دارمگدا شدم به در خانه تو آمده امچقدر خوب که ارباب با کرم دارمنفس به سینه ام افتاده باز دلتنگمچقدر حسرت یک لحظه با...
شعری درباره خدا
-
تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 12:30
ای دوست قبولم کن و جانم بستان مستم کن و وز هر دو جهانم بستان با هر چه دلم قرار گیرد بی تو آتش به من اندر زن و آنم بستان ای زندگی تن و توانم همه تو جانی و دلی ای دل و جانم همه تو تو هستی من شدی از آنی همه من من نیست شدم در تو از آنم همه تو خود ممکن آن نیست که بردارم دل آن به که به سودای تو بسپارم دل
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:04
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد باز آن سلیمان شد تا باد چنین بادا یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی نک سرده ی مهمان شد تا باد چنین بادا زان طلعت شاهانه زان مش...
شراب شعر چشمهای تو
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 15:07
شراب شعر چشمان تومن امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست وجودم از تمنای تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بیدار است شراب شعر چشمان تو هوا آرام، شب خاموش، راه آسمان ها باز خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز رود آنجا که می بافند کولی های جادو، گیسوی شب را همان جاها، که شب ها در
شب و سحر
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 15:07
چند این شب و خاموشی ؟ وقت است که برخیزموین آتش خندان را با صبح برانگیزمگر سوختنم باید افروختنم بایدای عشق یزن در من کز شعله نپرهیزم صد دشت شقایق چشم در خون دلم داردتا خود به کجا آخر با خک در آمیزم چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهانصد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم برخیزم و بگشایم بند از دل پر آتشوین س
یادش بخیر
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 15:07
شعر من تقديم چشمان شما.. يادش بخيرروز هاي تا به شب بي انتها.. يادش بخيراي تمام شعرهايم تا ابد تقديم توبالهاي شعر ِ پرواز شما ..يادش بخير گفته بودم مي شود چشمان تو سهمم شود؟آنهمه انکارها .. اصرارها .. يادش بخير قول داديم از تمام قصه ها ..سَرتر شويمآنهمه ديوانگي و خنده ها يادش بخير ياد داري از تمام زن
ایام عشق
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 15:07
خوشتر از دوران عشق ایام نیست بامداد عاشقان را شام نیست مطربان رفتند و صوفی در سماع عشق را آغاز هست انجام نیست کام هر جویندهای را آخریست عارفان را منتهای کام نیست از هزاران در یکی گیرد سماع زانکه هر کس محرم پیغام نیست آشنایان ره بدین معنی برند در سرای خاص، بار عام نیست تا نسوزد برنیاید بوی عود پخته
ولادت امام سجاد (ع)
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 15:07
نفس همنفسای خداسپسر دختر ایرونیاسدردونه ی ارباب ماستو رگاش خون پیمبرهدلبر علی ی اکبرهافتخاره همه ایرونهمادرش عروس حیدرهزمین و زمونه شادهبازم رو لبا فریادهدلا مجنون سجادهگدای زین العابدینیمبهشت و عاقبت می بینیمبا خوبای عالم میشینیمسیدنا یا علی جانداری صحیفه ای از جنس نورنداره پیش کلامت ظهورتورات و
ولادت اقا حضرت عباس ( ع )
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 15:07
چشام پر از احساسهدر و الماسهشب عباسهشب غرور عشقه، شب دلدارهشب پابوس یه علمدارهتاکه وا شد چشای سقاعلی میگه جانم پسرم ماشاءاللهصورت علی، هیبت علی، خون و رگ و شجاعت و غیرت علینجابته تو خونشادب قانونشکرم مهمونشامیره و سرداره همیشه مردهبه هر مسکینی، درو وا کردهچهره ش زیبا ، علمش بالابا گره ابروهاش میشه م
ولادت اقامون امام حسین ( ع )
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 15:07
دلم پر از آوازهشب پروازهشب آغازهبرای این جامونده، شب معراجهدل مجنونم به تو محتاجهآقای من، سر و سامونمدیگه تا سحر به پشت این در میمونممنم همون نوکر تو، خاک کف پای علی اکبر تودلم اسیر یارهتا صبح بیدارهشب دلدارهتویی خدای عشق و صفات عالیمن مسکین و کاسه خالیمثل فطرس، دیگه خوشحالمتوی آسمون کربلا وا شد بال
یا صاحب الزمان
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 15:07
ای کاش که من عاشق و حیران تو باشمیک وقت سحر زائر چشمان تو باشم ای کاش که از منتظران تو شوم تا از رسم وفا بر سر پیمان تو باشم ای کاش مرا از غم هجر تو خبر بود تا نیمه شبی همدم و گریان تو باشم آقا به دلم یک نگهی کن که دمادم سرگشته و دلواپس هجران تو باشم ای زاده ی زهرا مددی کن به جوانی با هر نفسم در صف
برفت
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 15:07
بوسه از غنچه لب یار نچیدیم و..... برفتچند صباحی فقط ناز کشیدیم و .....برفت شوق پرواز به سرتا ملکوتم.......... او بودافسوس دل سیر ندیدیم و ...........برفت خواستم قصه بسازم چو شیرین ٬..... فرهادحیف از عشق که افسانه شنیدیم و.....برفت کنج خلوت که نشستیم و وجدان...... قاضیخسته از هم شدیم دل بریدیم و.....